به این ماه و به این روزها که می رسم
تمام خودم را مچاله می کنم جمع می کنم
تا بگذارم روبروم
تا خودم بشم آیینه ای برای خودم .
برخورد آدم ها با روز تولدشان
احساس تازه ی کهنه نمایی داره.
از هانی یاد گرفتم تا توی روزهای خوبی
مثل روز تولد
برای خودم کادو بخرم
خودم را با هر چه که دوست دارم شاد نگهدارم .
حالا منم می خوام توی روز تولدم خودم را شاد کنم .
می خواهم همراه مهربان همسرم بروم مسافرت و کنارش
باشم .
می خواهم دیوانه وار پایان بیست و چهار سالگی ام
را شادی کنم
خندیدن به روزهای رفته مثل خندیدن توی مراسم ختمه.
***
امروز سالگرد دیوانگی های من است
دیوانه وار ۲۴ ساله می شوم .
***

+ نوشته شده در ساعت   توسط دختر مقنعه آبی
|
