تبليغاتX
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...

 دارم غرق می شوم اما

 خوشحالم ...

 دارم غرق می شوم لابه لای زمزمه های شبانه ام

 توی آهنگ نام

 ساره و رویا و بهاره .

 دارم غرق می شوم

 بین سرنوشت بی تقصیر خودم

 کف دستان ِ آبی ِ خدای مهربان ِ بی غلط .

 دارم غرق می شوم

 روی نوشته ی « الله ربی» انگشتر عقیقم

 دارم غرق می شوم اما

 خوشحالم...

 [دیروز دوستی بالهایش بی تاب بود .دلش می خواست آسمان را بغل کند.]

پاورقی:  [امروز ترجیح دادم توی کلاس انسان شناسی بنویسم و بی خیال حرفهای استاد شوم.ترجیح دادم به جای اینکه به تبین آفرینش و تحلیل عقلی هدف خلقت توجه کنم چرت و پرت بنویسم .من تشنه ام ...آب می خواهم .]

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر مقنعه آبی  | 

عادت کردم صبح ها عاشق شوم ...پله ها را  بالا بروم...وبزرگ شوم...

وشب ها همه ی پله ها را پایین بیایم... زیبایی را فقط توی آیینه دنبال

کنم ...صدای همایون را گوش کنم تا شاید خواب های پریشان نبینم...

 عادت کردم که توی دورانی زندگی کنم که ابتدا وانتهایش فقط خودم

هستم ...تنهای تنها...

وشب ها موقع خواب با خوشحالی مضحکی بگویم که:

امروز چه زود گذشت!!!

عادت کردم فقط زنده گی کنم .همین...

(همه این حکایت از آن سیب است

اگر از شاخه نمی افتاد

امروز

ماه را از پشت شاخه ها نمی دیدیم...)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر مقنعه آبی  |