خوشحالم ...
دارم غرق می شوم لابه لای زمزمه های شبانه ام
توی آهنگ نام
ساره و رویا و بهاره .
دارم غرق می شوم
بین سرنوشت بی تقصیر خودم
کف دستان ِ آبی ِ خدای مهربان ِ بی غلط .
دارم غرق می شوم
روی نوشته ی « الله ربی» انگشتر عقیقم
دارم غرق می شوم اما
خوشحالم...
[دیروز دوستی بالهایش بی تاب بود .دلش می خواست آسمان را بغل کند.]
پاورقی: [امروز ترجیح دادم توی کلاس انسان شناسی بنویسم و بی خیال حرفهای استاد شوم.ترجیح دادم به جای اینکه به تبین آفرینش و تحلیل عقلی هدف خلقت توجه کنم چرت و پرت بنویسم .من تشنه ام ...آب می خواهم .]
