تبليغاتX
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...

این جا درهای آسمان برای تو، لحظه ای ، گشوده می شود.حالا ،می توانی در بیکرانگی اش محو شوی،در بزرگی اش ،در نورش... می توانی زیر لب نامش را زمزمه کنی...می توانی ،یواشکی ،نام او را فریاد بزنی...می توانی  با لبهایت گریه کنی و با چشمهایت بخندی ... می توانی تسبیح را دانه دانه ذکر بگویی....:

 می آید

       نمی آید

                 می آید

                          نمی آید 

                                     می آید...

اما اجازه داری یک و تنها یک کلمه بر زبان بیاوری و آن کلمه تمام هستی تورا شکل می دهد.....وامروز سرنوشت تورا درهای باز آسمان رقم می زند. آن یک کلمه...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر مقنعه آبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر مقنعه آبی  | 

 بدجوری دلشوره دارم...قلبم به تب و تاب افتاده است...نه!!نه!!باز هم گمش کردم ...می گردم...همه جا را می گردم...لابه لای گل های شمعدانی پشت پنجره را...لب طاقچه ی خانه ی بی بی را...توی دفترچه ی آبیِ ...اما ،مثل اینکه باز هم گمش کردم ..

گوشه ی روسری ام را گره می زنم باخودم عهد می بندم،نذر می کنم،قول می دهم که اگر این بار پیدایش کنم ...دیگر گمش نمی کنم

...

شاید دفه ی قبل هم همین قول را داده بودم(عجب صبری خدا دارد)!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر مقنعه آبی  |